حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

به برکت برکت

سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۵۲ ب.ظ

چه چیز سبکی در سینه ام باز شده است. فتح

می توانم به بالا بپرم

از سرم ابرها  بالا می روند

اسمش را نمی توانم رویش بگذارم

چیزهایم که گم شده بودند و دنبالم می گشتند، به من راه پیدا کردند، دور از من  خیلی گریه شان گرفته بود

چیزهای پیدایم هم خوشحال شدند

قشنگند این لپهای سپید - صورتی نو که تازه به دست آمده اند.

خیالاتم هم کفشهایشان پاره شده بود و از پریشان گردی خوابشان گرفته بود. آنها هم خوشحال شدند

بعدش هم اصلا انگار نفس پاکی به من خورد

انگار اصلا حالم جا آمد

برای سببش دعا گو و صلوات فرستم

ممنونم

فقط آخرش یک چیز دیگری می خواست بگوید من احمق بسم شده بود لطف و بخیل هم که هستم فلذا نشنیدم

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی