حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

گربه هایی که در راه رضای خدا موش می گیرند

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ

در شرایطی که از گوگل سراغ هر کتاب اشتها آوری را گرفتم، باید می خریدمش و برای خواندنش مجتاج گوشی هوشمندی بودم که نداشتم،فلذا خریدن و خواندنش به عقب می افتاد، از دست این هم جرگه ای چپ کرده که حرفهایش توی گلوی ذهن انسان گیر می کند، رفتم سراغ هانا آرنت...

فکر می کنید چه دیدم؟

مجموعه ای  به نام توانا که ترجمه تمیز پی دی اف را در چشم به هم زدنی به دستت رساند ...بیانیه ای هم اول کتاب بود: ما باید با توانمند سازی آحاد شهروندان راه را برای دموکراسی و ارزشهای تکثرگرایانه و امنیت افزای آن هموار کنیم...و بعد هم کتاب را به محمد رضا نیکفر تقدیم کرده بود...یک روشنفکر سیاسی که توسط جمهوری اسلامی ممنوع شده و الان در بر رادیو زمانه می رقصد....مساله ای نیست ولی هم جرگه ای عزیز...هیچ گربه دیده ای که بهر رضای خدا موش بگیرد؟؟؟ توانا ولی برای رضای خدا چه کارها که نمی کند ...یکیش این که برای حفظ کرامت انسانی و حراست از دستاوردهای انسانی، برای ایده جوامع باز، پاسدارنی از میان شهروندان پرورش می دهد تا امنیت عدالت و برابری را و همه آن ایده هایی را که جمهوری اسلامی ممنوع کرده است را بال و پر بدهد....برادر نمی توانم لبخند عمیقی  به لب نیاورم  لبخندی که صورتم را  به اندازه عمق تاریخ استحماق بشری خط لبخند می اندازد!

 

 

یکی از امضاها اکبر عطری است:

اکبر عطری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات بود. او از بنیان‌گذاران انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی است.[۱]

او در سال ۱۳۵۱ در یکی از روستاهای شهرستان سراب واقع در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. پس از پذیرش در مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی را در دانشگاه مفید قم و پس از مهاجرت به آمریکا در دانشگاه جرج میسون خواند.

عطری در سال به همراه علی افشاری در سنای آمریکا سخنرانی کرد[۲]. او در برنامه‌های سیاسی خبری به عنوان مفسر شرکت کرده است.

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی