حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

در جواب رفیق1: جعبه سیاه نظام

يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۵۱ ب.ظ

رفیق توی کانالش نوشته است جعبه سیاه نظام لو رفت: چرخشی پراگماتیستی از امر فقهی به امر سیاسی...از امر نظری به امر عملی!

و این را گفته است:

حجت الاسلام خامنه اى: [درصورت انتخاب من به رهبرى] اصلا از لحاظ فنى اشکال پیدا مى کند این قضیه؛ رهبرى رهبرى صورى خواهد بود نه رهبرى واقعى. من نه به لحاظ قانونى و نه از لحاظ شرعى براى بسیارى از آقایان حرفم حجیت حرف رهبر را ندارد، این چه رهبرى خواهد بود؟ (از لحاظ قانونى...) از لحاظ شرعى حجیت قول رهبر در صورتیست که کسى که مى خواهد به حرف او عمل کند، او را فقیه و صاحب نظر در امور دین بداند. خب آلان در همین جلسه چند نفر از آقایان آمدند صحبت کردند تصریح کردند که بنده صاحب نظر نیستم. این چطور، همین آقاى آذرى قمى که اسم بنده رو اول بار در جلسه آورد [بعنوان معاون اجرائى آیت الله گلپایگانى] بنده اگر حکم کنم ایشان قبول خواهد کرد؟ قطعا قبول نمی کنند!

🔸حضار (احتمالا با محوریت خود جناب آذرى قمى) با صداى بلند: بعد از رهبر شدن بله!

🔹حجت الاسلام خامنه اى: نه آقا بعد از رهبر شدن؟!...

 

 

بعد در ادامه رفیق با گلویی متورم از بغض یا فریاد و با حالتی مستاصل نوشته است:

با این حال معما کاملا حل نشده است. ما در اینجا با نوعى افسون زدایى و تقدس زدایىِ پنهان شده و تعمداً اعلام نشده از دولت و سیاست مواجهیم. پنهان ماندن این نقطه گسست تاریخىِ تعیین کننده این فرصت طولانى را به روحانیت داده که بار دیگر لباس فقه و قدسیت بر روح عرفى سیاست موجود بپوشانند و سوء تفاهم هاى بسیارى در نسلهاى آینده پدید آورند که امروز بنیاد مدنیت ایرانى را به پرتگاه فروپاشی کشانده است.


 اینک با علنى شدن تفکیک سیاست از دین در جمهورى اسلامى این پرسش مهم پیش روى ما قرار دارد که منطق حقیقى سیاستِ فقه زدایى شده ى اصلىِ نظام سیاسى ما چه بوده و هست؟ حالا که با علنى شدن نقطه گسست، حجاب زربفت و مقدس حوزوى کنار رفته و جعبه سیاهى از سیاست سى ساله پیش روى ما قرار گرفته، همانطور که داوود فیرحى پیش از این به ما گوشزد مى کرد آیا این تنها میشل فوکو خواهد بود که در طرح اولویت قدرت بر دانش ما را در فهم تحولات تاریخ اخیرمان یارى خواهد کرد؟ 

 

خصوصا از این فیرحی و میشل فوکو به بعدش لجم گرفت و مرا به یکی دیگر از نظریه های اساسی زندگیم نزدیک کرد.

( آخر می دانید من آدمی هستم که چندتایی نظریه دارد که با آنها هم پوست میوه را می کنم هم سر بچه را توی حمام می شورم هم قصه های آخر شب تعریف می کنم هم توی اداره با مافوقم در می افتم هم بحران اقتصاد جهانی را پیش بینی می کنم هم ناکجا آباد تمدن معاصر را رصد می کنم ....هم ...هم )

و آن نظریه هم این است که ما آدمها توی یک مایع ژله ای که دور خودمان تنیده ایم زندگی می کنیم و حین تمام فرایندهای اجتماعی شدن از مهد کودک تا سالن کنفرانس دو هزار نفری همچنان از توی آن بیرون نمی آئیم و تمام مدت خیال می کنیم بیرون هستیم اما همیشه با خودمانیم...در تصورمان از دیگران خودمانیم که انعکاس پیدا کرده ایم ...موقع عاشق شدن و علی الخصوص هنگام نفرت یا انتقاد یا اوپوزشن! هم با خودمانیم!

برادر منتقد فقه من کاش بند آخری را نمی نوشتی تا بهت نگویم تو هم متفقه از روی متن فوکو هستی ...تو هم به روشی انتقاد کرده ای که خودت در پیش گرفته ای تو هم تمام مدت با خودت بوده ای....

من فعلا وقت ندارم یک جوابیه ی شسته رفته به تحلیل رفیق بدهم. اما جواب ارتجالی را اینجا یادداشت کرده ام برای روزی که مقاله یا رمان مهم من درمورد مدیریت "دربیاید"!

با سلام. برادر در مورد جعبه سیاه کمی شلوغش نمی کنید؟ قس علی هذا چه بسیارند موقعیتهایی که در هر کدام  فقه چیزی می گوید عرف چیزی می گوید عقل چیزی و لوطی گری چیزی و...لازم نیست حتما پای سه گانه ای وسط باشد این وسط چیز زنده و فعالی لازم است که نه با استناد به  نوشته های توی کتابها و مانیفست های اعلی ....إسنادی به امری ببندد نه متحیر بماند و نه گریه اش بگیرد...این وسط باید پای یک موجود زنده وسط باشد پای یک انسان زنده تا مدیریت کند! یا به زبان طلبه ها اجتهاد کند...پس چیزی که شما این همه مدت است به خاطرش واویلا سر داده اید این است که فقه به مثابه یک چیز متصلب پاسخگوی یک نیاز دینامیک به اسم امر سیاسی نیست؟ ....خب بعله نیست ...آیا می خواهید بگویید  هر چه می کشیم از دست این فقه توی کتابهاست؟ ما هم می گوییم در مقابله با فکلیسم شما هم لابد ما داریم از کتابهای فوکو می کشیم؟؟؟

نه.... نه ما هر چه می کشیم حتی در خرابیهای سیستم سیاسی مان از دست فقه است نه شما هر چه می چشید از نتایج تفقه های فوکو و پوپر است!

شما می دانید که مثلا همین اخوی من اگر بخواهد جواب بدهد می گوید:

"ایشون اول باید اثبات کنه که این گزاره یک کنش غیر دینیه بعد بیاد بیشتر آسمون ریسمون بافیاشو تماشا کنیم:

اینکه اگر فقیهی علم دینی بیشتر و هنر مدیریت کمتری داشت و به عنوان رهبر انتخاب نشد یک رفتار خارج دین هست."

مدیریت!

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی