حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

جواب منفی به شهوات عقلانیه

شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۷ ق.ظ

دیر شد خیلی دیر...فقط شش دقیقه وقت هست تا اذان...نادان است کسی که بگوید شش دقیقه برای خوردن روزی سحور!‌ کم وقتی است. شاهدش هم این که توی هر دقیقه اش‌، یک ششم محتویات سفره بلعیده شد!

نادان است کسی که بگوید شش دقیقه برای خوردن روزی سحور کم وقتی است . و نادان است کسی که فکر کند روزیش تنها لقمه هایی است که در این دقایق از توی سفره ی زمینی بلعیده است.همین طور که از گلوی جسم لقمه هایی پایین می رفت. امام خمینی با دست خودش لقمه هایی وارد یک دهان دیگر من کرد:

چقدر از شهوات جسمانی دوری کرده ایم ؟ و چقدر از شهوات خیالی...چقدر از شهوات نفسانیه و چقدر از شهوات عقلانیه؟

این شهوات خیالی چه چیزهایی می توانست باشد؟ نفسانیه ها و عقلانیه ها کدامها بودند و فرق همه شان با جسمانی ها چه بود؟

ایجاد این سوال یک لقمه بزرگ بود که به راحتی از گلوی معرفت شناسی ام پایین نرفت....حالیا تا چه باشد جواب!‌و آیا هرگزی  لقمه هنگفت جواب روزیم بشود....یا نشود!

اما زیر پرتو همین سوال هم ،‌ جواب چه پرسشها که در یک آن منکشفم شد!....چهره ی  مودب جناب اصطلاحا خواستگار دوستم را دیدم که بعد از همه تعارفات جواب منفی خودش به دوستم را دست به دست کرد و به دست من رساند ....جواب منفی همان چیزی است که شهوات خیالی یا شاید هم اون یکی شهوات من خیلی بهشان احتیاج دارد...

جواب منفی همان چیزی است که من کودن باید موقع ارسال رمانم برای ناشری که اتفاقا چشم به راه یک اتفاق ادبی کشف نشده نشسته است بگیرم اما از سر خوش خیالی باورم نمی شود که این تلفن جواب ندادنها و پیام بی پاسخ گذاشتنهای ناشر یک جور جواب منفی است  که دارد به شهوات خیالی و یا اون یکی شهوات من داده می شود.

جواب منفی به شهوات یکی از روزی های آدمهای خوش بخت در ماه رمضان است....

من چه خوش بختم!

جواب منفی همان چیزی است که دارم در برخورد با بچه هایم می گیرم....وقتی که از استقرار مراحل کاملا ابتدایی تربیت در نهادشان در می مانم....آن هم در شرایطی که شهوت م برای ایجاد اثری ماندگار که به کار تربیت نسلهای بعد و بعدی بیاید خواب از چشمم گرفته است.

جواب منفی همان چیزی است که احتمالا در این کارمندی بیهوده طی بیست سی سال آینده(مهلتی که معلوم نیست از باقیمانده عمر من بیشتر است یا کمتر)  به قیمت سمبل کردن مادری و خانه داری ام ... وسمبل کردن همان کارمندی دارم می گیرم

جواب منفی همان بد شدن تمام  غذاهایی است که هر کدامشان را به امید برگزاری یک مهمانی رویایی بار گذاشته ام ...و گشنه و تشنه بیرون رفتن مهمانها و سرزنش هایی که باید بعد از هر مهمانی خودم را بکنم...

جواب منفی همان سرکه انگبین صفرا فزودنهایی است که در ارتباط با دوستم دارم...دوست ،خویشاوند و یا شاید جفت! که هر چه برای هماهنگ شدن با او ریتم رقصم را عوض می کنم بیشتر از من مشمیز می شود.

تمام جوابهای منفی که روزیم می شود در اثر شهوات مختلفی است که نهادم را در نوردیده اند...بخت با من یار است که جواب منفی می گیرم....اگر جواب مثبت می گرفتم . و می شدم یکی از آدمهایی که با دنبال کردن رویاهای خودش آدم موفقی ار کار در آمده ....از اینی که هستم هم پرت تر می افتادم از مراحل کماال....شاید هم نه! اگر طوری حرکت می کردم که جواب مثبت روی شاخش باشد،‌بالاخره به مراحل کمال وارد می شدم و احتمالا از شهوات دور می شدم.....جواب این معما را هم باید از جوابهای منفی گرفت

 

خمینی ای امام....درود برتو....راز پیروزی شگفت تو را در تمام این سی و چند سال عمرم از هر که بگویی پرسیده بودم...از کتابهای تاریخ...از اوراق روزنامه ها...از خون شهیدها....از تشیع جنازه با شکوهت.....اما هیچکدام به اندازه جملات امشبت اعماق این راز را به من آشکار نکرد....

پرواز از دریای آتشهای شهوات...به افقی بی کرانه.....این راز توست!....

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی