حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

راجع به خوبی !کسی حرف نزنه

سه شنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۳۰ ق.ظ

ما وجود داریم و فلسفه اگزیستانسیال به ما هم عطا شده است. این نیست که تکنولوژی اش این ور نیامده باشد!

این روزهای گرانی با سرطان بانکی که امیدوارم اشتباه فهمیده باشم(بانکها خلق پول می کنند: فقط با دادن وام! خلق پول وحشتناک)

با این همه که بازاریها نفروختند و کسادی و تورم دست به دست هم دادند ... و ایران در نهایت سه تا شش ماه دیگه هم مجبور به مذاکره میشه وووو  تازه هنوز تحریم شروع نشده و ووووو این هنوز از تایج سحر است و .....

با این همه ما هستیم و تا هستیم کسی نمی تواند بگوید نباشید.....اگزیستاسیال یعنی علی رغم خلق پول سرطانی باید آدمهای واقعی باشند که این پو لهای مجازی را با خرید ن و خوردن توی زمین میخ کوب کنند. تا اینجا فقط صد امتیاز به نفع اگزیست

بعدش جنگ هم که بشود باید امثال ابوالفضل شوهر مرضیه و امثال محسن و محمد و حتی جواد و علی کوچولو باشند تا جنگ را اداره کنند باز هم صد امتیاز به نفع اگزیست

خلاصه 

وجودٍ ممکنٍ تقریبا تصادفیٍ حتما رو به زوالٍ نا پایدارت رو عشقه! این نیز بگذرد! فراموش نکن که داری به اندازه اگزیست خودت سر در می آوری که توی همه تلخ و ترش جهان دست داری و داشته ای و خواهی داشت....

دیشب اشک توی چشمم جوشید بر کج خلقی و نا مهربانی پرستار بچه هایم که واقف شدم و بر این که تنها در بند خویش است و بر این که همه اینها تقصیر و مسئولیت مستقیمش گردن خود خود خود من است ! آه چه کسی می داند که از سماور اگزیستم چه اندوهی قل قل کرد تا چایی اراده تغییر را دم کنم!

اراده تغییر در وضعیت این سه نفری که بر همگان مسلم است مسئولیت اگزیستشان و زیستشان با من است و راه در رویی نیست. 

این که چیزی نیست ....نگاه کردم دیدم همه احساس سعادت و رضایت و رفاهی که دارم و با سر خوشی حاصله از آن، مزه تلخ افسردگی های اگزیستانسیالیستی را جارو کرده ام ریخته ام توی نیستی، چیزی نیست جز بی مسئولیتی ها و ول چرخیدن های خودم که با تکیه بر مردی و مسئولیت پذیری همسرم صورت گرفته! و من در این میان حقیقتا چه چیز کمی هستم....

این که چیزی نیست جمله ای از همین دست را مجبور شدم همین صبح اول صبحی تقدیم به همکار کاری و منظم و خوش خلقم بگویم طوری که اگزیستهای دیگر دیگ غیرتشان به جوش آمد و گفتند 

کسی راجع به خوبی حرفی نزنه!

واقعا هم وقتی وجودش را نداری و فکر می کنی اگزیستانسیالیسم یک اختراعٍ مترقیٍ غربیٍ نیست در جهانی است که ما بومی اش را نداشته ایم و نداریم ...حق نداری راجع به خوبی حرف بزنی!

می فهمم چه می گویم؟؟؟

همین قدر که بعله من خیلی بیشتر از آنکه خیالات بازیگوشم تخمین می زنند وجود دارم و مسئولیت ....لحظه به لحظه هم با بالاتر رفتن سنم به همه اینها اضافه می شود....

آهای خدیجه نصف سی و پنجمین سال رو هم سر کشیدی.... پاشو جمعش کن!

 

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی