حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

غربت ادامه دارد حتی اگر شب وروز

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۳۵ ق.ظ

دلم آنجا سوخت که کرانه های تاریخ را نگاه کردم  و دیدم هنوز همه چیز مثل اولین روز آبستن غربت و ظلمی است که در کربلا جگر رسول خدا را درید.

طوری نیست درباره رهبرانی که آرمانهای پیروانشان را به بازی گرفتند حرف بزنید. درباره فریب خوردگانی که به ایده و آرمانشان مغرور بودند رمان بنویسید. هر از گاهی اگر رهبری با شیوه ساده زندگیش و با سواستفاده نکردن از موقعیتش در حکم کلی "بشر قابل اعتماد نیست" رخنه کرد، خیالی نیست. دیگرانی هستند که صدبرابر نرخ انسانیت را گرانتر می کنند. کسانی همین دور و بر با خون شهیدهای انقلاب خمینی به چه چیزها که نرسیده اند. آره همان مظلوم نماهایی که بعضا قیافه رجایی دارند هم حرف برایشان زیاد است. چی؟ می گویی حرف ها و تهمتها را تبعیت نکنیم؟ باشد

باشد نمی کنیم. اما کوهی روی قلبم سنگینی می کند آنجا که می بینم هنوز این حسین است که غریب و مظلوم است. از خون خدا مطمئنم شنیدم که گفت هر جا مظلومی زخم بر میدارد، هر جا غریب وانهاده ای از وطن رانده می شود......این منم که ستم می کشم....همه ستمها دارد بر من می رود!

ای گریه کنهای هر شبه....هر محرم کم کم ده دوازده شب، شبی دو سه ساعت مفتخرید به غوری که در غریبی من می کنید و اشک حلالی که از این راه کاسبی می کنید که آن را روزی خودتان می دانید...آیا من بعد از این همه سال تمرین به شما یاد نداده ام  که سخت دل نباشید ؟ آیا اگر توی تلوزیون دیدید کسانی کسانی را زنده زنده می سوزانند ای گریه کنهای من نباید بریزید توی خیابانها؟

اگر دیدید بچه هایی گرسنگی می کشند نباید روضه های علی اصغر روی شما کاری بیافتد؟

نگویید که والیان ما نیامدند ما را راه بیاندازند برای کمک به فلان و بهمان

نگویید که ندانستیم باید به کجا عارض بشویم

بروید ای ساکت نشسته ها نمی خواهم هیچ کدامتان برای من و جوانهای رشیدم و بچه های پاکم گریه کنید....بروید که تمام سیاهی هایی که به در و دیوار نصب کرده اید را از روی خودنمایی و شرک می بینم. از روی فراموشی خودم می بینم

بروید که بعض از شما با من بدتر از دشمنم معامله کردند....چون که اگر خون من ننگ و ذلت دشمنم شد...برای بعض از شما نان و مال و منال و شرف و آبرو شد....شرف و آبرویی غصبی!

من هنوز تشنه ام...من هنوز غریبم

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی