حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۳ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۸
دی

چه چیز سبکی در سینه ام باز شده است. فتح

می توانم به بالا بپرم

از سرم ابرها  بالا می روند

اسمش را نمی توانم رویش بگذارم

چیزهایم که گم شده بودند و دنبالم می گشتند، به من راه پیدا کردند، دور از من  خیلی گریه شان گرفته بود

چیزهای پیدایم هم خوشحال شدند

قشنگند این لپهای سپید - صورتی نو که تازه به دست آمده اند.

خیالاتم هم کفشهایشان پاره شده بود و از پریشان گردی خوابشان گرفته بود. آنها هم خوشحال شدند

بعدش هم اصلا انگار نفس پاکی به من خورد

انگار اصلا حالم جا آمد

برای سببش دعا گو و صلوات فرستم

ممنونم

فقط آخرش یک چیز دیگری می خواست بگوید من احمق بسم شده بود لطف و بخیل هم که هستم فلذا نشنیدم

  • خدیجه آقایی
۱۹
دی

این انقلاب بی نام رفسنجانی چیزی کم دارد و همیشه   کم داشته است،

روزگاری یک یار صدیق و زندان بروی رند

روزگاری یک رییس مجلس

روزگاری یک فرمانده جنگی

روزگاری یک ساقی جام زهر

روزگاری یک رییس جمهور

روزگاری یک نماینده مجلس ساده که اعتبار نامه اش را رد می کردند

همان روزگار یک عالیجناب سرخ پوش که خون به پا می کرد

روزگاری یک مرد در سابه که انتخابات را نه قدرت را پهلو به پهلو می گرداند

روزگاری یک رییس مجلس خبرگان

خلاصه همیشه نقشی بسیار پر رنگ در صحنه انقلاب بازی کرده بود، و این اواخر نقش یک گاد فادر با دستکشهای چرمی مشکی ، نقش یک دشمن فرضی را بازی می کرد

مرگ آیت ا... برای من که با دقت تمام بازی گری های او را دنبال کرده بودم بسیار اعجاب بر انگیز بود، مگر می شود گاد فادر به این راحتی قالب تهی کند؟؟؟ علت تعجب من البته همانا بزرگنمایی ای بود که پیرامون این مرد صورت گرفته بود دوست و دشمن در مورد او اغراق کرده بودند وقتی فهمیدم که در مورد انحرافات هاشمی زیاده روی می کنیم و کرده ایم که دیدم بی بی سی ماجرا ی مرگ او را چنان محکم چسبیده که سایتش دقیقه ای یک خبر و یک تحلیل صادر می کند و ترجیع بند همه این اخبار و تحلیل های انصافا قابل تامل که پای هر کدام اسم یک خبرنگار متفاوت است این جمله است که  مرگ او خیلی مهم و دلهره آور  و تاثیرر گذار است و اصلا سابه او از سر قدرت و نظام ایران کم نخواهد شد. فهمیدم با مرده جناب آیت ا... هم کارهایی دارند و همانهایی که اشاره های چپ و راست و انگشتان متعدد اتهام را به  سوی او گرفته بودند بدون او دچار خلا خواهند بود  برای همین اجالتا حرف از سابه او و اثرات آن می زنند!

ر 

ما حزب اللهی ها هم منتقدان چیزهایی بودیم که با مرگ او از بین نرفته اند فقط آماجشان محو شده است.

حالا الیگارشی و اشرافیت و طلحه و زبیر را به ناف که ببندیم؟

دیشب که با دوستان رسانه ها را دنبال می کردیم به این کشف مشتر ک رسیدیم که مرگ ناگهانی او، آن هم در یک بیمارستان دولتی احساسات مشترکی در همه ما بر انگیخته است احساساتی که اگر نه در پی تطهیر این مجاهد کهنسال، است حداقل همگی برایش درخواست رحمت و مغفرت الهی و سپس عاقبت به خیری خودمان داریم...این نکته از آن جهت مهم و حتما مهم است که یادآور افسانه ای بودن  تصورات ما از قدرت بیش از حد اوست.

می گویند  روزی که این مرد برای مراسم تنفیذ دوباره احمدی نژاد شال و کلاه کرده بود فائزه شان درش را قفل کرد

و العهده علی الراوی

  • خدیجه آقایی
۱۴
دی

مرغان شاخسار طرب

مادام بوآری

اگر شبی از شبهای زمستان مسافری

ترس ولرز

خشم و هیاهو

این وسط وسطی خیلی باحاله. فک نمیکردم بازی های نویسنده با خواننده برام جالب در بیاد ولی بازارگرمی نویسنده عمیقا روم تاثیر گذاشته...این وسط توسط کلمات و جملات و اشیای دور و سطح بندی متن چه ها که نمی کنه

خشم و هیاهو به شعر موج می زنه...فعلا روایت دست یک معلول ذهنیه ...شاید همین خواندنی اش کرده

 

چهار اپیزود برای نظام و جرگه هم در حال نوشته شدن هستند

اولی طرحش مال دیگری است برای همین بهتر به دست می آید اما در مورد دومی تردیدهای جدی دارم

  • خدیجه آقایی