حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

ده سال یا دوازده تا شاید هم سی و سه تا به اندازه عمرم طول کشید تا بفهمم که سخن هم عمل است و عمل، هم بازتاب اندیشه است و هم اندیشه زاست....پس سخن "زور" هم عمل ناجوانمردانه غیر صالحی است که منجر به ایجاد اندیشه های باطل می شود....پس از زور فروتنی سخن را در باب خودت و فرزندانت به فرودست اگر بردی لاجرم اعمال "فرو" در تو و مصادیق سخنت زیاد می شود و اندیشه ها به شما بد می شود و بدی اندیشه ها در زلال درون شما هم منعکس می شود و شما اول شهرت بد پیدا می کنید و بعدش هم بدی رویتان می ماند...پس از فرقه ملامتیه بیرون بیایم و من باب تعارف هم که شده سخن را پیرامون خود و فرزندانم به فرود نبرم اگر به فراز هم نمی برم...اصلا سخن را کم کنم که سکوت طلاست!

ده سال طول کشید که بفهمم بین زن و شوهر هم سیاست ورزی باید که از آن بالاتر بین انسان و نفس خودش هم سیاست لازم است و آزادی معنی اش بی سیاستی نیست همانطور که طبقه بندی اطلاعات با صداقت منافات ندارد..در بدن ما با قلب واحد و میزان خون ثابت عروق ریز و درشت تعبیه شده م به هر قسمت از بدن سهمی و بودجه ای معین از این کل می رسد چه کم باشد و چه زیاد و چه کسی گفت که خودم را راحت کنم و ورودی خانه را توی حوض بریزم و آفتاب و باد و باران را آزاد بگذارم و خودم هم به هوس سطلم را از این حوض پر کنم...لوله کشی عروقی را که مادرم با حقوق آب باریکه پدرم کرده بود و از تویش پس انداز هم در می آمد چرا فراموش کردم؟

  • خدیجه آقایی