حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۰
خرداد

ما اگر قرار باشد بر حق باشیم

 همان مایی  که در این جمله آمده است: "رهبر ما آن طفل سیزده ساله است که نارنجک به کمر می بندد و به زیر تانک می رود"

  همان مایی که ملتی هستیم که شهادت دارد پس ترسی از کسی ندارد...حالا باید از راه دیگری به رب غفور اتصال پیدا کنیم و اتصالمان را اثبات کنیم...

   تا قبل از انتحار و تکفیر خیلی مسرور و سرشار از ایمان، حقانیتمان را و اتصالمان را به رب غفور از روی دلهای قرصمان در استشهاد به خودمان  و به جهانیان،  ثابت می کردیم اما حالا چه کنیم؟ حالا که می نشینیم کسی خطبه غرایی در وصف ایمان خودش و در باره کفر ما ایراد می کند، بر سر اعتقادش آیه های قرآن نثار می کند، و این را درست بعد از انتحارش پخش می کند تا ایدئولوژی تکفیر خون بگیرد ، جان بگیرد و بارور شود،

 حالا هم که درخت ایمان تکفیری ها؛ درست مثل درخت اسلام ما در دهه شصت با خون انتحار کننده ها آبیاری می شود و خون کافر پنداشته شده ها را می ریزد....و قاتلو هم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لل ه

حالا چه کنیم؟

اینجاست که ما علی رغم تمام اخلاقیات مرتب و تمیز سکولاار به چیزی از بالا تر احتیاج داریم...اینجاست که به پناهیان احتیاج داریم که بیاید و بالاتر از اخلاق را کمی شبیه کیرکگور برای ما  معرفی کند

اینجاست که صادق بودن، خالص بودن، تا پای جان ایستادن، چیزی نیست اگر ولایت یک ولی واقعی و نه یک خلیفه جعلی، بالای سر تو نباشد!

برای همین ما بیشتر از سکولارها به رب غفور احتیاج داریم که بیاید و چشمهایش را ببندد و علی رغم همه کفرها و تکفیرها و جنایتهای درونی ما، ما را از تکفیری شدن از کافر شدن از انتحاری شدن نجات بدهد و اجازه بدهد که ااز مستشهدین بین یدی ولی ا... باشیم

  • خدیجه آقایی
۱۹
خرداد

علوم  شناختی، شاخه ای از جامعه شناسی که به فرایندهای مغزی توده ها می پردازد!

چیزی که مدتی است خیلی بهش فکر می کنم

شاید از اول امسال که انتخابات بود و فضای شنیدن اقوال فراهم بود و به مدد تلگرام بدون رگ گردنی شدن و بالارفتن ضربان قلب و قضاوت کردن و قضاوت شدن از جام شیشه ای گروهها حرفهای رد و بدل شونده را می شنیدم یک معمای بزرگ برایم کلید خورد! 

cognition science  و نقش رسانه ها....رسانه های مردمی دروغ پرداز....دروغ پرداز و تکذیب کننده دروغ های پرداخته شده....

به تفصیل یا به غیر تفصیل باید بگویم که مساله اینجاست : علوم شناختی یک استراتژی مدرن از طرف دنیای سلطه است برای نگه داری قدرت  و یا اصلاح قدرت  و یا اصلا به دست آوردن قدرت، با اتکا به انرژی سلولی اجزای جامعه

ابن زیاد در بدو ورود به کوفه به همین cognition science  مجهز شد.

باوراندن تقلب در سال 88 را همین رقم زد

انقلاب اسلامی ایران را همین رقم زد

همه پهلو به پهلو شدنهای قدرت زیر سر همین است.

قسمت زیبا و سرگرم کننده ماجرا این جاست که پارادایم فوق الذکر واقعا ماهیت علمی دارد ...همین است که چون دوشیزه ای به غایت زیبا روی و غافل ار خویش، برابر دیدگان می خرامد و هر کسی را در آرزوی تصاحب خود، به دنبال می کشاند!

از مسائل سیاسی گذشته درد اینجاست که مظلومیتهای تاریخ را همین علوم شناختی رقم زده است. اول مظلوم را نشناختن اول ظالم، به عزلت و به شهادت رساند...علی را مظلومیت کشت. مظلومهایی هم در این دوره داریم.... 

  • خدیجه آقایی