حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

با خودم

يكشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۲۶ ب.ظ

امروز از نادر وقتهایی بود توی زندگیم که خودم را گیرآوردم یک گوشه و باهاش حرف زدم

دست به یقه کتش گرفتم و سینه دیوار چسبوندمش و وادارش کردم تو چشام نیگا کنه

ازش جویا شدم چرا تا سر میگردونم بخارات سیاه می ترکونی توی مغز

دود زده زندگیمو نابود کرده

بش گفتم فلان موقعیت فلانی که از ارتعاش تارهای صوتیش و از درشتی چشاش لذت می بری فلان حرفو بهت زد که اگه خدای نکرده همین موقعیت اون یکی که از اولش از ارتعاش تارهای صوتیش وحشتت می گرفت زده بود الان تا ده سال دیگه غیظ و نفرت از معادن عمیق روح استخراج می کردی!

معمولا پایان صحبتهام با خودم هم به یه عبارت سه بار تکرار میرسه خاک تو سرت خاک تو سرت خاک تو سرت

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی