حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین

ما را از آنان قرار ده که دأبشان حنین است و دهرشان انین

حنین شوق و سوز و گداز هجران است، حکایت نی وز جدایی ها شکایت نی، حنین است،امام علی پسر امام حسین پسر امام علی به ما این کلمات را آموخت:
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْکَ وَ الْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَ الْأَنینُ، جِباهُهُمْ ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَ عُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فى‏ خِدْمَتِکَ، وَ دُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ‏ خَشْیَتِکَ، وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ اَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ،
خدایا، قرار ده ما را از کسانى‏ که شیوه ‏شان در زندگى‏ شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانی هاشان در برابر عظمتت به خاک‏ افتاده و دیدگان شان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشک شان از ترس تو ریزان و دل هاشان به محبّتت آویزان و قلب هاشان از هیبتت از جا کنده شده است

آرامتر

شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ب.ظ

بسمه

شاید چون تلگرم بسته است و کانالهای مصیبت خوان را نمی شنوم

شاید چون توی سفر اخیر، یک روحانی را تصادفی از کنار جاده سوار کردیم و تا برسد قم یک عالمه مصیبت هایی را که میشناختیم به نعمت تبدیل کرد و یک عالمه محدودیتهایمان را بست!

شاید چون علی رغم مریضی رفتم کوه

شاید هم چون همین الان یک ادالت کلد خورده ام

به هر حال می خواهم روشن تر بشوم مثبت تر می خواهم شب به شب صورتم را آبرسانی کنم!

هر چه پیشتر می رود دارم به یک نوع آشتی نفسانی سوق داده می شوم.

از الههم می خواهم که اخلاقم را خوب کند....سخت است مادر آدم ناگهان این همه روی سرش خراب شود!...برای فاطمه سخت شد! این کارها..الهمم می بخشید

  • خدیجه آقایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی